العلامة المجلسي
1215
حياة القلوب ( فارسي )
چون وزير اين قضيهء غريبه را از آن حضرت مشاهده نمود به سرعت تمام به خدمت پادشاه شتافت وآنچه از دانيال عليه السّلام ديده وشنيده بود عرض كرد ، پادشاه فرستاد وآن دو قاضى را طلبيد وايشان را از يكديگر جدا كرد چنانچه دانيال كرده بود ، وهر يك را تنها طلبيد واز خصوصيات زناى عابده سؤال نمود وهر يك خلاف ديگرى گفتند ! پس پادشاه فرمود ندا كردند در ميان مردم كه : حاضر شويد براي كشتن دو قاضى كه ايشان افترا كرده بودند بر عابده ، وامر كرد به كشتن ايشان « 1 » . وبه سند حسن بلكه صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حق تعالى وحى كرد به داود عليه السّلام كه : برو به نزد بندهء من دانيال وبگو به أو كه : مرا نافرمانى كردى وتو را آمرزيدم وباز نافرمانى كردى آمرزيدم وباز نافرمانى كردى آمرزيدم ، اگر در مرتبهء چهارم نافرمانى كنى تو را نخواهم آمرزيد . پس داود عليه السّلام به نزد حضرت دانيال آمد وتبليغ رسالت الهى كرد ، پس دانيال عليه السّلام گفت : آنچه بر تو بود از تبليغ رسالت الهى بعمل آوردى . چون سحر شد حضرت دانيال عليه السّلام به تضرع وابتهال دست به درگاه خداوند ذو الجلال برداشت وبه زبان عجز وانكسار مناجاة كرد كه : پروردگارا ! بدرستى كه داود پيغمبر تو مرا از تو خبر داد كه من تو را نافرمانى كردهام سه مرتبه وآمرزيدهاى مرا واگر در مرتبهء چهارم نافرمانى كنم مرا نخواهى آمرزيد ، پس بعزت وجلال تو سوگند مىخورم كه اگر مرا نگاه ندارى وتوفيق ندهى هرآينه معصيت تو خواهم كرد پس معصيت تو خواهم كرد « 2 » . مؤلف گويد : ملاقاة حضرت داود با دانيال عليهما السّلام بسيار غريب است ، وموافق آنچه از أحاديث سابقه معلوم شد كه فاصلهء بسيار در ميان زمانهاى ايشان بوده است مگر آنكه دانيال بسيار معمّر شده باشد ، ومحتمل است كه دانيال ديگر بوده باشد اگر چه بعيد است .
--> ( 1 ) . كافى 7 / 426 ؛ تهذيب الأحكام 6 / 309 . ( 2 ) . كافى 2 / 435 ؛ كتاب الزهد 74 .